آقا مهدی: سه شنبه 12 آبان 1394 01:00 ق.ظ نظرات ()
دیشب بزرگترین اخــتلاس دنیا به وقوع پیــوست

 نمیــدانی قلبــم برفــت ز دســت


دیشــب با نگاهی ، قلــب مرا ربــود.

اینک محکوم به حبس ابد بود

محبوس در قلبم برای همیشه


آنجا

خبــری از چهــل چراغ نبــود

و یک شمع جایــش روشــن بود


چشمانم محکوم به دیدن بود و چه حکم خوبی!

گاه گاهــی لقمه ای ارامــش میــخوردم

و هر گاه از دیدنــش لذت می بــردم

سرقــتش عجیب بود
عجیب بود در قلــبم دیگرغریب نبود

مگو زندان ،که  این دنیا بهشتست
کنار یار ،  این صحرا بهشتست

نشان یار بر شن ها نوشتست
چه خوش یاری که ادم را سرشتست