تبلیغات
طوفان فراق - حکیم صفای اصفهانی

حکیم صفای اصفهانی


چنین شنیدم که لطف یزدان به روی جوینده در نبندد
دری که بگشاید از حقیقت بر اهل عرفان دگر نبندد
چنین شنیدم که هر که شبها نظر زفیض سحر نبندد
ملک زکارش گره گشاید ، فلک به کینش کمر نبندد
دلی که باشد به صبح خیزان ، عجب نباشد اگر که هر دم
دعای خود را به کوی جانان به بال مرغ اثر نبندد
اگر خیالش به دل نیاید سخن نگویم چنانکه طوطی
جمال آیینه تا نبیند  سخن نگوید ،خبر نبندد
بر شهیدان کوی عشقش به سرخ رویی علم نگردد
به رنگ لاله کسی که داغ غمش به لخت جگر نبندد
به زیر دستان مکن تکبر ادب نگه دار اگر ادیبی
که سر بلندی و سر فرازی گذر بر آه سحر نبندد
زتیر آه چو ما فقیران شود مشبک اگر که شبها
فلک بر انجم زره نپوشد ، قمر زهاله سپر نبندد
صفا به رندی کجا تواند دم از بیانات عاشقی زد ؟
هر آنکه نالد به ناله نی ، چو نی به هر جا کمر نبندد




موضوع: شعر،
ادامه مطلب
[ چهارشنبه 30 دی 1394 ] [ 04:23 ب.ظ ] [ آقا مهدی: ]