آقا مهدی: پنجشنبه 14 مرداد 1395 04:21 ب.ظ نظرات ()

دنیا از خوبی پر شده بود

همانطوری که حوض از ماهی پر شده بود

خروار خروار خوبی دنیا رو گرفته بود

آنقدر عرصه بر بدی تنگ شده بود

که بدی ها جرئت نمایش قدرت نداشتن

تا کسی رخ ننماید نبرد دل ز کسی

دلبرم رخ ننموده دل ما ربوده است

و گذشت و گذشت

تا بدی ها از گوشه نشینی خسته شدند

و جمع شدند تا چاره ای بیاندیشند

صدای ضعیف و خفیفی از گوشه مجلس به گوش میرسید

میگفت:زمانی که خوب ها حواسشان نیست لباس هایشان را بردارید

و لباس های خویش را گذارید

و این چنین کردند.

خوب ها پس از اینکه از شنا و شادی دریا

به سمت ساحل برگشتند.

لباس هایشان را سریعا پوشیدند

و به میان مردم بازگشتند

مردم به محض دیدن آنها،شروع به کوچک خواندن و دور ساختن آنها کردند

هنوز نفهمیده بودند چه شده؟!

و از این رفتار مردم پس از آن همه خوبی غمگین شدند و شهر را ترک کردند

چند صباحی بعد بد ها به میان مردم آمدند

مردم قضیه چند روز پیش را برایشان تعریف نمودند،و گفتند خدا رو شکر

مشکل حل شد.

بد ها خوشحال شدند و در بهترین مکان های شهر قرار گرفتند

مردم دیگر متوجه نمیشدند که اموالشان از دست آنان خارج میشود

بوی بدی و شرارت تمام شهر راه فرامیگرفت،و روز به روز مشکلات مردم بیشتر و بیشتر میشد

ولی مردم دلیلش را نمیدانستند

تا اینکه از خوب ها هم نا امید شدند

و اینگونه بود که اعمال بد را زینت دادند

و بد را خوب جلوه دادند و در زمین فساد به راه انداختند و هم خود و هم شهر خویش راه تباه کردند


در زیست شناسی نیز چنین بود

پروانه مقلد خود را شبیه پروانه سمی میکرد و جان سالم بدر میبرد

در ایران نیز چنین است

بهترین ها از میان ما چیده شدند و رفتند

و یک نسل نیاز بود برای روییدن چنین گل ها.

و ما بر اساس ظاهر هر گلی در مورد خواص او قضاوت کردیم.

لباس سبز داشتن همیشه نشانه خاصیت خوب نیست

گاهی سموم نیز سبز رنگ اند