تبلیغات
طوفان فراق - تصادف

تصادف

داشتم نظرات یک خدا ناباور را میخواندم
او بر رد برهان نظم تاکید داشت تعریف دیگری از نظم ارائه داد و به هدف این جهان خرده گرفت.
گفت این جهان هدفی ندارد ، زندگی در خانه ای که سیاهچاله ها آن را احاطه کرده اند. این گونه معنا میشد
راستش را بخواهید آنقدر ها هم بی راه نمیگفت ولی دقت نداشت که
دنیایی که هدفی برای زیستن نداشته باشد این نیز راه و روش و منطق و فلسفه ای برای زندگی انتخاب کرده و هدف اش بی هدف بودن است
راستش را بخواهید انسان های بی هدف ، بسیار مذمت میشوند. و این دنیای بی هدف مانند انسانی بی هدف سزاوار سرزنش است
انسان هایی که هدفی برای زندگی ندارند برنامه ای نخواهند داشت و میشوند ابزاری تا دیگران را به اهدافشان برسانند


خواستم از تصادف بگویم که وجودش موجود نیست
استادم میگفت اتفاق  از وفق یعنی همراهی یعنی " اتفاقم اتفاقی نیست"
نوعی خواستن که نمیتوان نحوه ظهورش را تجسم کرد
فکر میکنی تو این را نخواسته ای و این چنین شده است...

مربی ام می گفت :
هیچ چیز بی نظم نیست حتی اگر سعی کنی زندگی ای بی نظم داشته باشی این یک نظم خاص است که به زندگی ات داده ای

و خودم میگویم ورودی و خروج آدم های متفاوت به زندگی من ، به رشد و پرورشم کمک خواهد کرد
این نظم نشان از وجود یک قاعده است و انسان پیچیده ترین قواعد را دارد
حیوانات غریزه دارند و رفتارشان بارها و بارها یک گونه است و انسان ها ام گونه هایی از رفتار را کنار هم میگذارند و رفتار جدیدی را پدید می آورند.
از این حیث است که ما نیاز به الگو داریم ، ما باید رفتار های عالی مرتبه ای را ببینیم و به عالی ترین شیوه ممکن رفتار کنیم
همانا انسانی بدون الگو نیست ، الگو زبانی ما ، از مادرمان است و میگوییم زبان مادری و قص علی هذا

جان فدای نفسِ نادره مردانی باد که کم و بیش نگشتند به هر بیش و کمی




موضوع: بحث، سوال و جواب، برچسب ها: آتئیست، اگنوسیت، نظم،
ادامه مطلب
[ یکشنبه 15 مرداد 1396 ] [ 06:16 ب.ظ ] [ آقا مهدی: ]