آقا مهدی: چهارشنبه 15 آذر 1396 10:48 ب.ظ نظرات ()
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه!
اینقدر دیر کردم که راستشو بخواین باید مثل غریبه ها ، آروم و بی سرصدا برم یک گوشه ای بشینم
که کسی نفهمه اومدم.
حرفی ندارم مگر بیت پروانه حسینی:
"شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک؟ من به این چاره بیچاره دچارم هر شب"

بگذریم ، شما بگید کجا داستان بودیم و به کجا داشتیم میرفتیم و اصلا چرا یه حرکتی داشتیم یا حتی اگه ایستاده بودیم چرا ایستاده بودیم؟؟
امیدوارم در جواب به من نگید  "به دنبال کسی جامانده از پرواز میگشتیم ، مرگ بیدار سازد غافلی را غافلی دیگر" (فاضل نظری)

میدونید اینقدر زندگیم شلوغ شده که شتر با بارش توش گم میشه و من حس میکنم یه خرده زیادی به کلمه آخر سوره حمد نزدیک شدم.
حتی برنامه ای که مینوسیم و اولویتی که مشخص میکنم انگار دارم پاورقی کتاب امروزم رو مینوسیم و تاکید دارم توی امتحان نمیاد.

+شاید بنویسید قبل از تولد مردی!
+ منم تلخ ترین پایان بی آغاز

Related image