آقا مهدی: شنبه 21 مهر 1397 03:58 ب.ظ نظرات ()

دانشجو سازی

ترم اول که بودیم مثل همه وارد دانشگاه شدیم و فکر میکردیم دانشجوییم،در حالی که اشتباه میکردیم، هیچ کس با ورود به محیطی جدید، شخصیت جدیدی پیدا نمیکند. همانطوری که شما با رفتن به بیمارستان، پزشک نمیشوید با رفتن به دانشگاه نیز دانشجو نمیشوید، برای دانشجو شدن نیاز دارید «قوانین نانوشته ای» را بیاموزید. اگر قوانین را فرانگیرید، ممکن است به دیگران یا خودتان آسیب بزنید، حتی ممکن است «دانشگاه زده» شوید و از بودن در چنین مکانی احساس ناخوشایندی داشته باشید.
دانشگاه زدگی نشانه های متعددی دارد، نشانه هایی که در سر تا پای دانشگاه دیده میشوند. از خودتان شروع کنید و ببینید آیا تا بحال حس کرده اید که دانشگاه را دوست دارید؟ اگر حس کرده اید سر کدام کلاس یا برنامه بود؟ آنجا دنبال چه چیزی بودید؟ فقط دانش تخصصی خودتان، یا دانش چگونه زندگی کردن؟
اول باید مسئله دانشگاه زدگی برای خودمان روشن شود و ببینیم چه میشود که یک دانش آموز دوازده سال با ذوق و شوق تلاش میکند که به دانشگاه بیاید و اکنون لحظه شماری میکند که از این دانشگاه برود؟ روز اول با شور و نشاط حالت را میپرسد و روز آخر به آرامی از کنارت رد میشود تا مبادا از او بپرسی چه خبر؟!
اخبار مختلفی از افسردگی و خودکشی تا بیکاری و بزه کاری به اصطلاح دانشجویان، به گوش میرسد اما آیا دانشجو باید خودش را بکشد تا دیده شود یا جدی گرفته شود؟
ما را به دانشگاه میفرستند و میگویند: شما دیگر مستقل شده اید، گلیم خود را از آب بکشید و برای خودتان، آینده و خانواده ای بسازید اما نمیگویند چگونه؟ حتی یک واحد آموزشی ارائه نمیدهند تا یادبگیریم چگونه زندگی کنیم.
ما با آزمون خطا راهی را پیدا میکنیم و این خطا ها همیشه بلا سرمان آورده اند و زخم هایی بر دلمان زدند که مرهم میخواهند.
ناگهان ما را میگیرند و میگویند شما پایتان را بیشتر از گلیمتان دراز کرده اید و آنجاست که میفهمیم گلیم هم داشته ایم!
این ها حرف های دلمان بود که هر روز و در هر مقطع میبینیم و میشنویم و امروز قلم در خون جگر زدیم و نوشتیم، نوشتیم تا آن رو سکه را به شما نشان دهیم؛ اما آن روی سکه افرادی را میبینی که با این همه عجایب، دلی سرشار از محبت دارند، دلی سرشار از شور و نشاط، که دریا هم به وسعت دلشان غبطه میخورد.
هر سال نه بلکه هر لحظه، شور و نشاط ترم اولشان را تمدید میکنند، طوری در دانشگاه خوبی میکنند که انگار قرار است تا ابد در دانشگاه پیش همکلاسی هایشان بمانند و طوری تلاش میکنند که انگار امروز آخرین روز حضور در دانشگاهشان است. به همین دلیل قدیمی های دانشگاه، آن ها را «جدید الورود های محال الخروج» مینامند، و به راستی که دل کندن از آنها دشوار است.
نشریه عینک دودی سعی دارد نگاهی نقادانه به این حال و هوا داشته باشد، فرقی نمیکند که شما ترم چند هستید، حتی فارغ التحصیل ها هم باید قوانین نانوشته دانشگاه را بدانند تا هر چه سریع تر حال و هوای دانشجو بودن را حس کنند و به لطف خدا دانشگاه زده نشوند.