تبلیغات
طوفان فراق - مطالب بهمن 1397
منوی اصلی
طوفان فراق
من به حرف دلت ای یار گرفتار شدم!
  • آقا مهدی: یکشنبه 21 بهمن 1397 09:46 ب.ظ نظرات ()
    برشی از کتاب:
    برای شب نشینی رفتیم منزل آقا میثم، همکار حمید. حمید چنان گرم صحبت با رفیقش بود که اصلا انگار نه انگار این ها همکار هم هستند و هر روز همدیگر را می بینند. ما هم داخل اتاق در مورد بچه و بچه داری صحبت می کردیم. تا من ابوالفضل را بغل گرفتم، شیری که خورده بود را روی چادر من بالا آورد. چادر خیلی کثیف شده بود. به ناچار از همسر آقا میثم یک چادر امانت گرفتم تا خانه که رسیدم چادرم را کامل بشویم.
    خانه که رسیدم هر دو تا چادر را با دست شستم و روی بخاری خشک کردم. بعد هم چادر امانتی را اتو زدم و گذاشتم کنار وسایل حمید روی اپن و گفتم: «عزیزم! فردا داری میری محل کار این چادر رو هم برسون به آقا میثم. یه وقت خانمش نیازش میشه.»
    صبح که بلند شدیم هوا بارانی بود. مثل همیشه برایش صبحانه آماده کردم. به ساعت نگاه کردم. حمید بر خلاف روز های قبل خیلی با آرامش صبحانه می خورد.
    گفتم: «همه ش چند دقیقه وقت داری ها. الان سرویس تون میره حمید، حواست کجاست؟»
    گفت: «حواسم هست خانوم. امروز به خاطر این چادری که دادی ببرم به همکارم برسونم با سرویس سپاه نمیرم. به اندازه سنگینی همین چادر هم نباید کار شخصی با وسیله و اموال سپاه انجام بدیم!»

    #یادت_باشه ...
    آخرین ویرایش: یکشنبه 21 بهمن 1397 09:54 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: جمعه 12 بهمن 1397 11:21 ب.ظ نظرات ()
    بعضی تشبیه ها و شباهت ها خطرناکن، مثل یک شکارچی که دوست و شکارش شبیه هم هستن
    50 درصد احتمال دارد اشتباه کند
    اصلا اشتباه ریشه اش شباهت است هر چه شباهت ببشتر خطا بیشتر
    هر چه کلی نگر باشی و کمتر جزئیات رو بدونی

    هر جا دچار شبهه شدی، دنبال جزئیات بیشتر بگرد

    دیشب رخ قشنگت، تشبیه به ماه کردم
    لامپ صدم نبودی، من اشتباه کردم
    آخرین ویرایش: جمعه 12 بهمن 1397 11:50 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: جمعه 12 بهمن 1397 04:14 ق.ظ نظرات ()

    با همه ی بی سر و سامانی ام

    باز به دنبالِ پریشانی ام

    طاقتِ فرسودگی ام هیچ نیست

    در پیِ ویران شدن آنی ام

    آمده ام بلکه نگاهم کنی

    عاشقِ آن لحظه ی طوفانی ام

    دل خوشِ گرمای کسی نیستم

    آمده ام تا تو بسوزانی ام

    آمده ام با عطشِ سال ها

    تا تو کمی عشق بنوشانی ام

    ماهیِ برگشته زِ دریا شدم

    تا تو بگیری و بمیرانی ام

    خوب ترین حادثه می دانم ات

    خوب ترین حادثه می دانی ام؟

    حرف بزن ابرِ مرا باز کن

    دیر زمانی است که بارانی ام

    حرف بزن حرف بزن سال هاست

    تشنه ی یک صحبتِ طولانی ام

    ها...به کجا می کِشی ام خوبِ من؟

    ها...نکشانی به پشیمانی ام!

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: جمعه 12 بهمن 1397 12:39 ق.ظ نظرات ()
    معالجه مفاسد اخلاقی مراحلی دارد

    ابتدا باید بگویم که اسب، اسب به دنیا می آید اما انسان، انسان به دنیا نمی آید
    به گویی نیاز دارد گل اون لگدی بخورد و تربیت شود.
    و به این نفس که مانند یک کودک است اما قدرت اتم دارد، هر چه دلش میخواهد ندهی و او را لوس بار نیاری
    که روزی میخواهد و نمیشود و تو را میکشد

    مثلا یکی از زشتی های اخلاق آزار همسایه و همکار و هم خانه است یا بد اخلاقی با آن ها
    زمانی که این خصوصیت را در نفس و شخصیتتان دیدید با آن مردانه مقابله کنید و قیام کنید علیه آن
    به طوری که هر وقت ناملایمتی پدید آمد، و خواستید ناسزا بگویید
    برخلافش عمل کنید و به عاقبت این رفتار فکر کنید، فکر کنید که اگر چنین میکردید چه میشد.
    و در عوض مهربانی و ملایمت کنید، میخواستید به زمینش بزنید حالا کمکش کنید به آسمان برود
    شیطان و بدی های خودتان را لعنت کنید و از خدا بخواهید بهترین را
    بخواهید که کمکتان کند
    من قول می دهم که اگر چنین کنید به زودی خلق شما عوض خواهد شد.
    آخرین ویرایش: جمعه 12 بهمن 1397 12:48 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: چهارشنبه 10 بهمن 1397 07:58 ب.ظ نظرات ()

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 10 بهمن 1397 08:05 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: جمعه 5 بهمن 1397 11:10 ب.ظ نظرات ()
    تولد خواهرم به چهارم بهمن ماه ختم شد و همیشه دوست داشتم برایش گلی بخرم به اسم خودش!
    اما نشد
    حتی نشد مسیرم را کج کنم و روز میلادش دیدارم را به او هدیه دهم.
    امروز هم نشد که نشد اسماعیلم را سر ببرم و از علایقم بگذرم و در حقیقت زمان خاصی برای علایقم قرار دهم!

    در جلسه ای به بچها گفتم: دقت کرده اید اگر هر روز تکلیفتان روشن و مشخص باشد، تکالیفتان را انجام میدهید؟
    و اگر در تاریکی از خواب بیدار شوید تمامی روز را در خواب خواهید بود و شب بیدار میشوید و میبینید یک روز گذشت
    و یک روز را فروختید و بسیار هیچ خریدید.

    و قسم به گل نرگس هنگامی که عطرش زمین را فرا گیرد
    Image result for ‫گل نرگس‬‎
    آخرین ویرایش: جمعه 5 بهمن 1397 11:22 ب.ظ
    ارسال دیدگاه