تبلیغات
طوفان فراق - مطالب شعر
منوی اصلی
طوفان فراق
من به حرف دلت ای یار گرفتار شدم!
  • آقا مهدی: چهارشنبه 2 دی 1394 09:35 ب.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 2 دی 1394 09:38 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: یکشنبه 15 آذر 1394 08:03 ب.ظ نظرات ()

    چالش جمعیت

    تک فرزندی و بی فرزندی

    من زندگی رو بدون دایی و عمه و عمو و به خصوص خاله تصور میکنم و میبینم واقعا مثل غذایی بی نمکه،جدیدا توی اقواممون تک فرزندی خیلی رسم شده و این واقعا مشکل ایجاد میکنه عاطفه و دوست داشتن رو که از ابجی و داداش یاد میگیری هیچ وقت از جایی دیگه یاد نمیگیری بهترین دوست رو هرگز نداری و عادی ترین مشکل انقراض نسل بشریته که وقتی دو نفر تبدیل به یکی بشن یعنی نصف شدن جمعیت و این خطرناکه

    و برای اینده نگرانم یادش به خیر:

    روزگاری زندگانی زیبا
    قایق مطلوب هم در دریا
    جنگ و دعوایی نمی آمد به گوش
    شادی و بازی در اوج خروش
    مرد و مادر را گروهی دیدبان
    از پسر و دختر و خرد و کلان
    ......
    تا گذشت و زندگانی آب را بر من برید
    عمر مادر صبر کرد و عمر من بر او رسید
    من شدم تنها و دارای پسر
    روزگار آسان نمیرفتش به سر
    یک پسر و عالمی دستور ناب
    جان به سر آورد و دنیایم خراب
    نمره درسش چه خوب اما پسر افسرده است
    زنده است یا مرده است گاهی گل پژمرده است
    صبح و شب در خدمتش هی راست و خم میشوم
    من به جای دل گشایی صاحب غم میشوم
    خانه ام چون قبر دلگیر و سکوتش دائم است
    خانه ی مادر چو دریا زندگانی حاکم است
    مادرم یک پند زیبایی بگفت قبل فراغ
    ای پسر فرزند اکثر خانه را سازد چو باغ
    بچها عین گل اند اما یک گل نآید به کار
    گل کنار گل بکار تا هی رسد بوی بهار


    زندگانی بی برادر سخت ممکن میشود
    بی عمو و خاله و خالو با جن میشود؟!

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 آذر 1394 10:19 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: چهارشنبه 4 آذر 1394 07:38 ب.ظ نظرات ()

    http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/450/1347602/2.jpg

    بر دلم خواهم بسازم سنگری سنگری زیبا و آهن پیکری

    آهنین(1) باشد ز دست لشکری زندگی با او خوش است نه دیگری

    سنگری از جنس آغوش پری دور تا دورِ رفیق ِ دلبری

    ارزش گوهر شناسد گوهری صوت برتر را نمیداند کری

    در نظر دارم فروشم صد سری چون نباشد از عزیزم برتری

    من دگر هرگز نمیسازم دری تا نیاد دیگری و تو نری

    کعبه بی حیدر کجا باشد دری؟! من نمیخواهم نمیخواهم دری

    عیب من بینی ، ز هر بینا سری ..من امید دارم ز مهدی(2) بگذری


    1-در امان
    2-عیبم
    آخرین ویرایش: جمعه 13 آذر 1394 08:12 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: یکشنبه 1 آذر 1394 01:18 ق.ظ نظرات ()
    گاهی باید آب پاکی بر بنای نیت خود بگیری و بشوری
    و از خود بپرسی چرا چنین میکنی؟؟
    همه چیز حل میشود، وقتی بدانی چرا راه میروی و مقصد کجاست قطعا میرسی
    خدایا نیتم را غسل میدهم،چرا مینویسم؟؟
    خدایا آمدنت مبارک بادا بازم وب ما بیا


    http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/450/1347602/1438375665519053_large.png

    شمشیری که با نام خدا بالا رود
    عرش و تخت کبریا را می درد
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 آذر 1394 03:49 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: سه شنبه 12 آبان 1394 12:00 ق.ظ نظرات ()
    دیشب بزرگترین اخــتلاس دنیا به وقوع پیــوست

     نمیــدانی قلبــم برفــت ز دســت


    دیشــب با نگاهی ، قلــب مرا ربــود.

    اینک محکوم به حبس ابد بود

    محبوس در قلبم برای همیشه


    آنجا

    خبــری از چهــل چراغ نبــود

    و یک شمع جایــش روشــن بود


    چشمانم محکوم به دیدن بود و چه حکم خوبی!

    گاه گاهــی لقمه ای ارامــش میــخوردم

    و هر گاه از دیدنــش لذت می بــردم

    سرقــتش عجیب بود
    عجیب بود در قلــبم دیگرغریب نبود

    مگو زندان ،که  این دنیا بهشتست
    کنار یار ،  این صحرا بهشتست

    نشان یار بر شن ها نوشتست
    چه خوش یاری که ادم را سرشتست
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 آذر 1394 03:41 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: جمعه 3 مهر 1394 12:00 ق.ظ نظرات ()
    ای گل زیبا رو    این گل زیبا بو
    قبل هر تصمیمی
      از خودم میپرسم
    من چرا غم بخورم؟
    اگه اکنون اشکیست
    چه کسی میداند؟؟رنگ فردا مشکیست؟(1)
    من بگویم که بدانی که فردا عالیست
    تو چرا غم داری؟؟ اگه فردا خوب است
    سرنوشت در فکرست ، سرنوشت مطلوب است
    اگه خواهی پیروز، تو بشی از امروز
    دانه امروز بکار ، گلی فردا بردار
    سال ها را زیر پا ، بگذار، میری بالا
    عمر ما سرمایست، این جهان هم آیست
    من بدادم عمری،تا بسازم فکری
    تا بسازم چشمی، تا ببیند خوبی
    این چنین گشت قشنگ، این زمین با هفت رنگ
    پاک کن هر زنگی ، چه خوش است بی رنگی
    این چنین می بینی   میچشی شیرینی
    ای عزیزم برخیز   طرح فردا بریز


    emam_reza_102_6.jpg

    تقدیم به صاحب این روز ها


    1-إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَینَزِّلُ الْغَیثَ وَیعْلَمُ مَا فِی الْأَرْحَامِ وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ مَاذَا تَكْسِبُ غَدًا وَمَا تَدْرِی نَفْسٌ بِأَی أَرْضٍ تَمُوتُ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ(لقمان/34)
    آگاهی از زمان قیام قیامت مخصوص خداست، و اوست که باران را نازل می‌کند، و آنچه را که در رحم‌ها(ی مادران) است می‌داند، و هیچ کس نمی‌داند فردا چه به دست می‌آورد، و هیچ کس نمی‌داند در چه سرزمینی می‌میرد؟ خداوند عالم و آگاه است!
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 12 آذر 1394 03:52 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 2 1 2