تبلیغات
طوفان فراق - مطالب علم
منوی اصلی
طوفان فراق
من به حرف دلت ای یار گرفتار شدم!
  • آقا مهدی: جمعه 5 خرداد 1396 11:49 ب.ظ نظرات ()
    نور چشمانم از هر روزی کمتر ، سیاهی دلم از هر شبی بیشتر ، شده !
    تابلویی در گوشه جاده سو سو میزند
    " به شهر رمضان خوش آمدید "
    مردمان این شهر ورود شما را خیرمقدم عرض میکنند
    اکثر جوامع علمی به بیان این نکته میپردازند که ماه رمضان ، چنین است و چنان!
    تغییر برنامه روزانه ، تغییر عادت هایی که روی کاغذ بر خلاف برنامه ریزی ها و تئوری هاست

    از نظر من در بدن انسان اینگونه نیست بدن انسان یک گونه فعالیت را نمیپذیرد و درصورتی که فقط یک نوع فعالیت داشته باشیم
    باقی بدن آتروفی می یابد و از بین میرود !
    مثال ها فراوانند مثلا در بدن سازی ، پس از مدتی برنامه جدیدی برای اون دسته از عضلات داده میشود تا فشارهای متفاوتی را تجربه کنیم و بیشتر رشد کنیم
    در برنامه تقویت هوش ، پیشنهاد زیادی به استفاده از عضوی متفاوت میشود مثلا اگر تا امروز با دستت راست مسواک میزدید امروز کمی با دست چپ مسواک بزنید.
    رمضان شهر تغییر است ، فصلی که برنامه ها تغییر میکنند و اصلا زلزله می آید و از وجود ما خمیر میسازد انگار که قرار است تغییر اساسی جدیدی حاصل بشود


    کاش در این رمضان لایق دیدار شویم   سحری با نظر لطف تو بیدار شویم
    Image result for ‫به شهر رمضان خوش امدید‬‎
    آخرین ویرایش: شنبه 6 خرداد 1396 12:45 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: جمعه 29 مرداد 1395 04:06 ب.ظ نظرات ()

    شاید یکی بپرسد

    ای کسی که ادعا میکنی راه موفقیت را بلدی؟

    چرا خودت این راه را نمیروی و همش به دیگران میگویی

    شاید برایتان زیباترین گل درمیان یک بیابان خار زیبا باشد ولی برای خود گل آن زیبایی آنقدر ها حس نخواهد شد

    تا زمانی که آینه ای طلب کند(1)

    ولی میتوند راه و رسم گل زیبا شدن را به خار ها نشان دهد و از زندگی در یک گلستان لذت ببرد!

    کدام بهتر و ماندگار تر است

    گلی در بیابان یا گلی در گلستان؟!

    گاهی عده ای میگویند تا زیباترین و قوی ترین نشدیم نمیتوانیم به باقی کمک کنیم امری کنیم ولی عده ای معتقدن

    زمانی که عقب ماشین ده سانتی متر از جلوی ماشین کناری

    پیش بگیرد

    میتواند او را بکسل کند و با خود ببرد و راهنمایی کند برای یک قدم دیگر

    انرژی منفی و انرژی مثبت

    شاید این موضوع از نظر فیزیک بررسی کنند اما ممکن نیست

    زمانی که افراد منفی با هم هستند و مثبت ها با هم هستند

    درحالی که در فیزیک نیرو های هم نام یکی دیگر را دفع میکنند(شاید دوری و دوستی مال عالم فیزیک باشه)

    هم چنان قاعده شبیه با شبیه پیوند دوستی برقرار میکند و هر چه اختلاف بین آنها کمتر باشد پیوند مستحکم تر است

    دست مثل دو شیشه

    زمانی که بین انها هیچ مانعی نباشد

    ذوب میشوند و ذوب سرد که با فشار همراه است فشاری برای از بین بردن اختلافات این چنین است

    تمام جهان واکنش های یک عمل اند


    (1-که درطبیعت این کار را انجام میدهد و بهترین گره ها و بذر ها را در اطرافش پخش میکند)

    آخرین ویرایش: جمعه 29 مرداد 1395 05:53 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: سه شنبه 21 مهر 1394 06:21 ب.ظ نظرات ()

    ته جهان کجاست؟چون ته علم بدان ناپیداست.

    اگه به کوچک ترین جسم شناخته شده نگاه کنید

    یک هسته دارد و ذراتی در اطرافش مثل الکترون ها

    پیوسته در حال چرخش اند

    و اگر هسته نبود الکترون ها سقوط میکردند و نابود میشدند همین موضوع در بزرگترین اجسام جهان هم هست.

    اتم شباهت تقریبی به منظومه شمسی دارد و شباهت بیشتری به کهکشان راه شیری دارد

    در کهکشان هم هسته ای وجود دارد(سیاه چاله کلان جرم) و ستاره هایی که اطرافش میچرخند مانند الکترون ها هستند.

    ولی من ندیدم که کهکشان ها اطراف چه می چرخند؟

    احتمالا اطراف شی ای میچرخند که جرمی نزدیک بی نهایت دارد.

    محدودیت تمامی اسامی های عنصر و ترکیب ها با وجود اجرامی به این جرم شکسته میشود

    حتی میشود گفت هزاران عنصر با قابلیت های خاص در سیاه چاله وجود دارد.

    دقت کنید که هر ستاره یا سیاره ای در مدار مشخصی در حال حرکت به دور خود و مرکز خود است

    این موضوع برای الکترون ها هم صادق است

    و هر کدام مدار خاصی دارند و یک لحظه فکر کن

    یک الکترون یک درجه از مدار خودش خارج شود

    یک خرده نافرمانی کند

    به الکترون دیگری برخورد میکند و آن اتم نابود میشود

    حال ما که هر روز به میل خود جهتمان را تغییر میدهیم چه بر سر جهانمان می آوریم؟؟!!



    آخرین ویرایش: پنجشنبه 30 مهر 1394 11:25 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: پنجشنبه 9 مهر 1394 12:37 ق.ظ نظرات ()

    سلامی به جنس با خدا بودن

    دانشجو که بودیم ولی در باطن و اکنون در ظاهر!

    مطلبی برایتان مینویسم که شاید تکرار گفتهای پیشینم باشد ولی من تکرار ها را دوست میدارم.

    نظرتان هدیه ای کم یاب و بی قیمت است نمیشود آن را از بازار خرید

    و من تک تک آن ها را دوست می دارم

    ولی میدانستید نظر دادن چه فایده ای خواهد داشت ؟؟کافی است یک مدت نظر ندهید و بخوانید و یک مدت بر عکس ، در خواهید یافت که نظر دادن معجزه خواهد کرد و بر سنگ مینویسد نه بر آب.

    و میفهمید زکات علم آموختن (به دیگران)است و زکات چه خواهد کرد...

    هرم یادگیری کمک شایانی به درک این موضوع می کند

    امیدوارم از تماشای آن لذت ببرید

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 30 مهر 1394 11:28 ب.ظ
    ارسال دیدگاه