تبلیغات
طوفان فراق - مطالب سوال و جواب
منوی اصلی
طوفان فراق
من به حرف دلت ای یار گرفتار شدم!
  • آقا مهدی: یکشنبه 15 مرداد 1396 07:16 ب.ظ نظرات ()
    داشتم نظرات یک خدا ناباور را میخواندم
    او بر رد برهان نظم تاکید داشت تعریف دیگری از نظم ارائه داد و به هدف این جهان خرده گرفت.
    گفت این جهان هدفی ندارد ، زندگی در خانه ای که سیاهچاله ها آن را احاطه کرده اند. این گونه معنا میشد
    راستش را بخواهید آنقدر ها هم بی راه نمیگفت ولی دقت نداشت که
    دنیایی که هدفی برای زیستن نداشته باشد این نیز راه و روش و منطق و فلسفه ای برای زندگی انتخاب کرده و هدف اش بی هدف بودن است
    راستش را بخواهید انسان های بی هدف ، بسیار مذمت میشوند. و این دنیای بی هدف مانند انسانی بی هدف سزاوار سرزنش است
    انسان هایی که هدفی برای زندگی ندارند برنامه ای نخواهند داشت و میشوند ابزاری تا دیگران را به اهدافشان برسانند


    خواستم از تصادف بگویم که وجودش موجود نیست
    استادم میگفت اتفاق  از وفق یعنی همراهی یعنی " اتفاقم اتفاقی نیست"
    نوعی خواستن که نمیتوان نحوه ظهورش را تجسم کرد
    فکر میکنی تو این را نخواسته ای و این چنین شده است...

    مربی ام می گفت :
    هیچ چیز بی نظم نیست حتی اگر سعی کنی زندگی ای بی نظم داشته باشی این یک نظم خاص است که به زندگی ات داده ای

    و خودم میگویم ورودی و خروج آدم های متفاوت به زندگی من ، به رشد و پرورشم کمک خواهد کرد
    این نظم نشان از وجود یک قاعده است و انسان پیچیده ترین قواعد را دارد
    حیوانات غریزه دارند و رفتارشان بارها و بارها یک گونه است و انسان ها ام گونه هایی از رفتار را کنار هم میگذارند و رفتار جدیدی را پدید می آورند.
    از این حیث است که ما نیاز به الگو داریم ، ما باید رفتار های عالی مرتبه ای را ببینیم و به عالی ترین شیوه ممکن رفتار کنیم
    همانا انسانی بدون الگو نیست ، الگو زبانی ما ، از مادرمان است و میگوییم زبان مادری و قص علی هذا

    جان فدای نفسِ نادره مردانی باد که کم و بیش نگشتند به هر بیش و کمی
    آخرین ویرایش: یکشنبه 15 مرداد 1396 07:39 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: چهارشنبه 20 بهمن 1395 03:30 ب.ظ نظرات ()

    الحمد لله رب العالمین

    و بهترین سپاس مخصوص پرستار و پرورش دهنده جهانیان است.

    گاهی فکر میکنم جهانیان راه غفلت را میپسندند و بی انکه توجه ای داشته باشند در این راه بسیار میکوشند

    نیاز است گاهی از غفلت خود آگاه شوند و برگردند،

    آگاه سازی از خبری مهم به نام غفلت!

    غفلت مسئله ای آزار دهنده است ، آزاری که هیچ که آزار یافته ای، حس نخواهد کرد مگر بهار شیرینی این خواب زمستانی را پایان بخشد

    و چه بخشش شکلاتی!

    ابتدا تلخ ولی مزه اش زیر دندان ، در دفترچه خاطرات قاب می شود.

    تنبیه همان بهاریست که ریشه هایش از نبا عظیمی خبر میدهد و شکوفه هایش عطر بیداری را در جهان گسترش میدهد!

    امروز سوالی نیکو از تو دارم

    از تویی که جهان در محور نگاه تو جریان دارد!

    دوست داری چگونه تو را از این رمز زیبایی باخبر سازند؟

    آدمیان راه های زیادی را مصلحت میدانند بی انکه از خطرات این راه باخبر باشند

    تحقیر تضعیف باور و تخریب شخصیت یکی از راه هایی است که خطراتی عظیم دارد اما در ظاهر گلی زیباست

    و درون این بوته زیبا ، مار افعی ای منتظر صید شکار خویش است

    آزارهای بدنی و تمرین های طاقت فرسا ، در ظاهر گلی بد ریخت و زشت ساختار است که زهر خواب اور را اندک اندک

    خارج میسازد و شفا و دوایی میشود برای آدمی

    این ظاهر زشت کودکان زیادی را فریب داده ولی روز خواهد آمد که معجزه این دارو بر همگان آشکار خواهد شد

    بدنی که آزار ببیند و روح اش بال گیرد پرواز خواهد کرد به زودی زود

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 بهمن 1395 04:21 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: سه شنبه 12 بهمن 1395 04:32 ب.ظ نظرات ()

    آخرین باری که خورشید در پشت ابر پنهان شد

    و نوری بر حقیقت نتابید، تلالو حقیقت بر روح و روان نمایان نشد و رنگ آرامش به سیاهی گرایید

    آری!

    انسان گاهی در ذهن خویش ابری میسازد و خورشید وجدان و آگاهی را پنهان مینماید.

    افسوس...

    میداند و انجام نمیدهد

    در بحر ظلمات میجوید و نمی یابد

    سرنوشتش چگونه خواهد گذشت!؟

    آدمی از جهل خویش آسیب زیادی نمیبرد اما خرمن ها ضرر و خسران را از آگاهی اندک حمل میکند مانند زنجیر هایی که بر گردن خویش افکنده است!

    انسان جاهل میترسد چون دنیای سیاه است

    تا نبیند جای ننهد پای!

    اما آنکه اندک میداند همچنان اسب چموش میتازد و میرود و نمیابد و از زیبایی ها به راحتی میگذرد!!

    و اما علاقه مخدری خاطره آورست

    آدمی میداند که آسیب میبیند ولی میخورد و مینوشد نمیتواند دل خویش را رها کند

    و هوای خویش را رام کند

    در حالی خدا آن را مسخر و رام شده انسان ساخت و اکنون ادمی مسخر و رام دل خویش شده است!


    در مسیر عشق (اشد حب) باید بگذری از هر چه هست/ لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحب


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: جمعه 22 مرداد 1395 01:21 ق.ظ نظرات ()

    گاهی فکر میکنم برای باز کردن هر در بسته ای دو راه کافی است

    برای باز کردن دری به سوی آسمان..

    اگر یک مشکل خاصی داشتی یک هفته با آن مبارزه کن

    گاهی یک صفحه از درس یک فصل زندگی را نمیفهمی

    هفت روز ،هر روز بخوان

    و خواهی دید یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور


    راه دوم تسلط است

    گاهی تسلط یعنی چه؟

    وقتی میگویید در این کار مسلط هستم یعنی چگونه اید؟؟



    ممنون از پاسختون،امیدوارم زودتر سیستم درست بشه بتونم لطفتون رو جبران کنم

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: دوشنبه 18 مرداد 1395 12:40 ق.ظ نظرات ()

    بهترین استراتژی برای برنامه ریزی کنکور:

    اینکه فکر آخر کار رو بکنی

    تو تمامی این مطالبی که میخونی توی یک ماه آخر باید جمع بندیشون کنی

    و باید مرتب و جای خاصی باشند

    اینجاست که داشتن چند کتاب مشکل ساز میشود.

    و اگر این یک ماه آخر را به خوبی مدیریت کردی کنکور خوبی خواهی داشت

    و العاقبت للمتقین

    روش مطالعه:

    بهتر است نیت کنی تا تمرکز بیشتری پیدا کنی

    پس از خواندن نکته زیبایی که در یافتی

    گوشه ای نوشته مثلا نکاتی که از تست های زیست پیدا میکنید در کتاب زیست نوشته تا در یک ماه آخر فقط کتاب را مرور کنید

    و درس را برای خود بازگو کنید یعنی سعی کنید با دیدن اسم فصل تیتر ها را و با دیدن تیتر ها جزئیاتش را بگویید

    گفتن بسیار مهم است.تا مطمئن بشویم فهمیده ایم.

    میدانید خواندن 70 درصد مطالب دقیق و کامل بهتر از 100 درصد خواندن ناقص است

    این را دوستم وقتی به 60 درصد مطالب مسلط بود گفت.

    یعنی در زمان مطالعه به فکر تمام کردن مبحث نباشید سعی کنید تمامی نکات را یاد بگیرید

    و سپس از آن مطلب عبور کنید

    خیالتان راحت باشد وقتی مطمئن هستید 60 درصد را کاملا بلد هستید میتوانید برنامه ریزی کنید و 20 درصد دیگر را هم یاد بگیرید

    و همانا 80 درصد کافی است

    ولی اگر ناقص خواندید نمیتوانید مطمئنا بگوید این مبحث را نمیخواهد بخوانم و مرور کافی است

    و مجبورید دوباره واو با واو را بخوانید

    پس چه بهتر همان اول مسلط میشدید

    نتیجه:یک مطلب را تا زمانی که مسلط نشدید

    و با خیال راحت میتوانستید بگویید در مفاهیم این بخش هیچ ابهامی برایم وجود ندارد

    به مطلب دیگر نروید

    شیوه های خاص مطالعه:گاهی دنبال روش های خاص میگردیم درحالی که یک روش بیشتر نیست.

    سه چهار رتبه برتری که میشناسم

    هیچ کلاس آموزشی نرفتند و کتاب را به همان کیفیتی که گفتم خواندن.

    و از روش خاصی و فرمول خاصی استفاده نکردن

    تنها کاری که کردن دقیق و با کیفیت انجام دادن یک کار یعنی اجرای عمل صالح پیرامون درس


    اگر به وجود آب اطمینان داشته باشید تشنه نخواهید ماند

    موفقیت و رشد و پیشرفت قطعا وجود دارد

    آخرین ویرایش: دوشنبه 18 مرداد 1395 03:18 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: شنبه 26 تیر 1395 02:14 ق.ظ نظرات ()
    دوست ندارم مطالب یک طرفه باشه
    خب حالا یه سوال: همه ما آیه من یعمل مثقال ذره شر یره ... رو بلدیم
    خدا بهمون گفت ذره بدی کنی اون بدی رو میبینی و ذره ای خوبی کنی اون خوبی رو میبینی
    پس خوبی های اطرافمون بستگی به کارای خودمون داره
    حالا بگید ببینم 1- توی عاشورا به امام حسین ظلم شد؟ این ظلم بازتاب کدوم عمل بود؟
     امام حسین کی چنین ظلمی رو انجام داد؟ توی کدوم کتاب تاریخ هست؟


    فکر میکنید دارم قانون عمل و عکس العمل رو نقض میکنم؟! خخخ درست فکر میکنید
    شرح دهید زیبا خواهد بود ان شا الله

    2-حق الناس گناهی هست که خدا هرگز نمیبخشه...(متن دقیق حدیثش رو داشتید بزارید)
    حالا دقت کنید خدا که گفته بود ان الله یغفر ذنوبا جمیعا!!!!!زمر 37!!!!!

    قضیه چیه؟؟

    راجب حق الناس یه چیز دیگه ام میگتون فعلا بگید
    آخرین ویرایش: شنبه 26 تیر 1395 02:41 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: سه شنبه 18 خرداد 1395 12:39 ب.ظ نظرات ()
    گاهی به یک داستان به یک تشبیه به یک آیه به یک حادثه و.. ، بیشتر از اینها باید فکر کرد باید آنقدر فکر کرد که فکر به گفتار تبدیل شود

    از این جمله رسول خدا «جمع کردن هیزم با من» چند برنامه زندگی میشود برداشت؟!


    خیلی خوشحال میشم وقتی بعضی حرفا دوباره توی دانشگاه تکرار میشه ،استاد میگفت قبل ازدواج عشق وجود نداره و بعد ازدواج به وجود میاد
    یادتونه گفته بودم؟! چیزی رو که لمسش کنی خیلی بهتر توی یادت میمونه
    البته ادامه داد و گفت قبل ازدواج شوق وجود داره و ما باید تمام تلاشمون رو بکنیم که شوق به عشق تبدیل بشه
    مگر ما نمیگویم هر چیزی عقل را به حاشیه ببرد مشکل ایجاد میکند؟؟
    اری اکثرا گفتند که مقابل عاقل عاشق است و مقابل عقل عشق و جنون!
    و چرا بین این همه احادیث و آیات فقط یک حدیث معتبر داریم که در آن از عشق سخن به میان آورده؟!!
     در فارسی یک کلمه دوست داریم ولی در عربی 9 معادل برای این کلمه از قبیل عشق حب انس رحمت مودت و..
    این حسی که بعد از یه مدتی در ما ایجاد میشه اسمش انس هست همون حسی که همسایه به هم سایه و هم کلاسی به هم کلاسی
    و هم وبی به هم وبی داره، توی فارسی میشه دوستت داشتن ولی توی عربی میشه انس داشتن و مانوس شدن
    خیلی ها فکر میکنند عشق است و توهم عاشقی و ادامه ماجرا
     مودت یعنی دوست داشتنی که حاضر باشی به خاطر کسی که دوستش داری هزینه اش رو بدی
    همون هزینه ای که پدر و مادر های ما میدن و خدا در قلبشون این فداکاری رو قرار داده
    واقعا زیباست مادر
    بگذریم هنوزم به حرف هام فکر میکنم که نشد یه مطلب خوب راجب غذای روح و یک سری مطالب راجب طرح حفظ بگم ولی خب یادمه
    آخرین ویرایش: یکشنبه 16 خرداد 1395 01:06 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: یکشنبه 26 اردیبهشت 1395 10:14 ب.ظ نظرات ()

    اصل باید تکرار بشه و عدل هم یکی از اصوله

    عدل یعنی هر چیزی سرجای خودش

    یعنی دماغ وسط صورت؛ابرو بالای چشم

    و با مساوی فرق داره

    هیچ وقت چشم اعتراض نمیکنه که چرا من بالا نیستم

    چون سر جای خودشه و واسش خیلی خوبه

    و اگه بیاد بالای ابرو

    عرق پیشانی آسیبش میزنه

    شر یعنی هر چیزی سرجای خودش نباشه

    همون ابرو بیاد پایین و چشم بره بالا

    یعنی وقتی کاملا عدل برقرار باشه شر نیست

    اری خدا عادله و همه چیز رو سرجای خودشون قرار داد

    من ملک بودم و فردوس برین جایم بود...

    و خدا به ادم اختیار داد و جا به جا کردیم

    به خیر لباس شر و به شر لباس خیر پوشاندیم

    گفتیم اره ارزش چشم بالاتره پس باید بالاتر باشه

    و شر رو ساختیم

    درحالی که خدا جز خیر و خوبی چیزی نیست.

    نتیجه تصویری برای عدل مساوی


     

    خدایا منو ببخش اگه ناخالصیام باعث میشه کمتر حس کنمت؛منو ببخش که غباری روی چشم هام رو میگیره و کمتر میبینمت

    خدایا شکرت که هنوزم میفهمم که کمتر میبینمت

    هنوزم زنده ام و خیلی خوبه تو رو دارم

    همه رو کمک کن همه بهت نیاز داریم

    ای خدایی که پرورش جهان و رشد اون در دست توست؛ و به زنده کردن هر مرده ای قادری

    و هر مریضی رو شفا میدی و درمان هر دردی

    کمکم کن

    وقتی در نهایت فقر میمیرم و به بیماری نداشتن تو دچار میشم


    آخرین ویرایش: سه شنبه 4 خرداد 1395 10:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: پنجشنبه 9 مهر 1394 12:37 ق.ظ نظرات ()

    سلامی به جنس با خدا بودن

    دانشجو که بودیم ولی در باطن و اکنون در ظاهر!

    مطلبی برایتان مینویسم که شاید تکرار گفتهای پیشینم باشد ولی من تکرار ها را دوست میدارم.

    نظرتان هدیه ای کم یاب و بی قیمت است نمیشود آن را از بازار خرید

    و من تک تک آن ها را دوست می دارم

    ولی میدانستید نظر دادن چه فایده ای خواهد داشت ؟؟کافی است یک مدت نظر ندهید و بخوانید و یک مدت بر عکس ، در خواهید یافت که نظر دادن معجزه خواهد کرد و بر سنگ مینویسد نه بر آب.

    و میفهمید زکات علم آموختن (به دیگران)است و زکات چه خواهد کرد...

    هرم یادگیری کمک شایانی به درک این موضوع می کند

    امیدوارم از تماشای آن لذت ببرید

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 30 مهر 1394 11:28 ب.ظ
    ارسال دیدگاه