دعا میکنم در دریای مشکلات شناور شوید

تاریخ:چهارشنبه 27 فروردین 1399-09:22 ب.ظ | نویسنده :آقا مهدی:

سعدی در باب اول گلستان داستانی آورده که میگوید: آقایی با غلامش به کشتی نشست، غلام که دریا ندیده بود وحشت کرد و بیقراری می‌نمود، بطوری که اضطراب او ساکنین کشتی را ناراحت ساخت، حکیمی در آن جا بود گفت چاره ی این را من می‌دانم ، دستور داد غلام را به دریا افکندند ، غلام که خود را در میان امواج خروشان و بیرحم دریا مواجه با مرگ میدید سخت تلاش می‌کرد که خود را به کشتی رساند و از غرق شدن نجات دهد پس از مقداری تلاش بیفایده همینکه نزدیک شد غرق شود حکیم دستور داد که نجاتش دهند غلام پس از این ماجرا آرام گرفت و دیگر دم نزد، رمز آن جویا شدند، حکیم گفت لازم بود در دریا بیفتد تا قدر کشتی را بداند.

امیل روسو معتقد است بدبخترین کودکان, انهایی هستند که در ناز و نعمتند و گرسنگی را نچشیده اند تا مزه غذا را بفهمند, بی‌خوابی نچشیده اند تا خواب راحت را درک کنند و به بیانی کوچکترین نسیمی آنها را آزرده می‌کند.

منم میگم: چالش ها و مشکلات باعث میشن شما با توانایی هاتون آشنا بشین، و به چیزی که توانایی شو دارید تبدیل بشین(شکوفایی واقعی اون موقع اتفاق می افته)








داغ کن - کلوب دات کام

سگ ولگرد

تاریخ:جمعه 8 فروردین 1399-07:15 ب.ظ | نویسنده :آقا مهدی:

در چشم آنان که حیات را نمی‌فهمند هر چه زنده تر باشی در رنج تری

هر چه در جنبش و تکاپو باشی در زجرتری

در سال های پیش او را یک نویسنده خوب می‌شناختم و البته توان نوشتن دارد اما گمان نمی‌کردم این حجم از تهوع و تنفر در یک نفر جمع شود, آنقدر که خودش را در قالب یک سگ ولگرد توصیف کند و وقتی قلاده اش را باز می‌کنند اسیرتر گردد و به جای آزاد شدن ولگرد شود, یک روز از تولد خواهر زاده‌ام می‌گذرد او توانایی نوشتن ندارد اما از خیلی ها که ادعای نویسندگی می‌کنند بیشتر می‌تواند زیبایی‌های دنیا را ببیند و بگوید.






داغ کن - کلوب دات کام

چو می‌بینی که نابینا و چاه است

تاریخ:دوشنبه 4 فروردین 1399-08:04 ب.ظ | نویسنده :آقا مهدی:

اگر امروز یک نفر عقیده داشته باشند که کرونا روی او تاثیری ندارند و به خاطر این عقیده بیرون برود محکوم است اینجا جامعه جهانی به او رحم نخواهد کرد و به اجبار قرنطینه خواهد شد زیرا غیر از اینکه قبح بیرون نرفتن را خواهد شکست و مردم را تشویق به بیرون رفتن می‌کند, جان و سعادت خودش را نیز تهدید خواهد کرد.
خرافه یعنی عقیده‌ای که بر اساس احساسات و دلبستگی ها ماندگار شده( نه بر اساس فکر و منطق و دلیل و برهان), به بیان دیگر ستمگران جهان, پدران و مادران را مجبور به انجام یک سری کارها می‌کردند و سپس فرزندان آن ها به تقلید از پدر و مادرشان همان کارها را انجام داده و زمانی که این اعمال به نوادگان آن ها می‌رسد به صورت یک سنت و فرهنگ در می‌آید‌‌, (همان کاری که در کتاب قلعه حیوانات, خوک ها برعلیه حیوانات اجرا کردند) بعد از آن زمان همان ظالمان برای مردم معابد می‌سازند و به بت های آن‌ها احترام میگذارند زیرا به قول استاد شهید: اگر کسی بخواهد ملتی را به زنجیر بکشد باید تکیه گاه اعتقادی او را هم محترم بشمارد( البته به نظر من اگر بخواهیم فردی را هم به زنجیر بکشیم چنین روشی موثر است)
 ستمگران بعد از آنی که فهمیدند این خرافات مثل زنجیری که مانع حرکت دست و پا میشود مانع تفکر انسان میشود فریاد آزادی عقیده می‌زنند تا کسی به این زنجیرها دست نزند مبادا مردم از بند خرافات آزاد شوند و آزادانه فکر کنند.

ادامه مطلب( چاره کار در مقابل خرافات)




داغ کن - کلوب دات کام

مرد را بلا مانع

تاریخ:پنجشنبه 8 فروردین 1398-01:35 ب.ظ | نویسنده :آقا مهدی:

عزت داشتن انسان به این معنی است که برای خود ارزش قائل باشد و حفاظت از این عزت عفاف نام دارد. عفف یعنی اون حالتی که صدف نمیگذارد کسی مرواریدش را بردارد. وقتی که مروارید گوهر مردی، لکه دار میشود؛ او میگوید آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب؛ دیگر میخواهد از تمام زنان انتقام بگیرد و به هر طریقی با هزاران نفر ارتباط داشته باشد و اما دیدگاهی که نسبت به یک زن بی عفت پیدا میشود این است که میگویند او مثل یک دستمال کثیف است، دیگر ارزشی ندارد، بعدش هم مثل یک آشغال گوشه ای انداخته میشود.


برای همین است که میگویند:

عفاف هم برای مرد است هم برای زن، و بی عفتی برای مرد و زن حرام است؛ اما بی عفتی زن را بی دفاع و مرد را بلامانع میسازد.






داغ کن - کلوب دات کام

یادت باشه

تاریخ:یکشنبه 21 بهمن 1397-09:46 ب.ظ | نویسنده :آقا مهدی:

برشی از کتاب:
برای شب نشینی رفتیم منزل آقا میثم، همکار حمید. حمید چنان گرم صحبت با رفیقش بود که اصلا انگار نه انگار این ها همکار هم هستند و هر روز همدیگر را می بینند. ما هم داخل اتاق در مورد بچه و بچه داری صحبت می کردیم. تا من ابوالفضل را بغل گرفتم، شیری که خورده بود را روی چادر من بالا آورد. چادر خیلی کثیف شده بود. به ناچار از همسر آقا میثم یک چادر امانت گرفتم تا خانه که رسیدم چادرم را کامل بشویم.
خانه که رسیدم هر دو تا چادر را با دست شستم و روی بخاری خشک کردم. بعد هم چادر امانتی را اتو زدم و گذاشتم کنار وسایل حمید روی اپن و گفتم: «عزیزم! فردا داری میری محل کار این چادر رو هم برسون به آقا میثم. یه وقت خانمش نیازش میشه.»
صبح که بلند شدیم هوا بارانی بود. مثل همیشه برایش صبحانه آماده کردم. به ساعت نگاه کردم. حمید بر خلاف روز های قبل خیلی با آرامش صبحانه می خورد.
گفتم: «همه ش چند دقیقه وقت داری ها. الان سرویس تون میره حمید، حواست کجاست؟»
گفت: «حواسم هست خانوم. امروز به خاطر این چادری که دادی ببرم به همکارم برسونم با سرویس سپاه نمیرم. به اندازه سنگینی همین چادر هم نباید کار شخصی با وسیله و اموال سپاه انجام بدیم!»

#یادت_باشه ...





داغ کن - کلوب دات کام

همه میروند جهنم حتی شما...

تاریخ:سه شنبه 29 تیر 1395-03:16 ق.ظ | نویسنده :آقا مهدی:

سلام
اینقدر نظراتون قشنگه که حیفم میاد سرسری خونمشون و رد بشم ازشون
پس تا من نظرات رو میخونم توجهتون به این مطلب جلب میکنم.!

توی راه برگشت از اصفهان ، چند صباحی در یزد منتظر ماندم و کتابی دیدم
به همین اسم تیتر
وقت خوندن کاملش نبود ولی جالب بود
نوشته بود آدم ها سه دسته اند
همه نور اند زیرا منشا نور بوده و هست
گروه اول نور بودنشون رو حفظ میکنند و میدرخشند و زیبا میدرخشند که صالحان و معصومین اند
گروه دوم با توجه به چیزایی که کسب کردند کمی از نورانیتشون کاسته شده
ولی این رسوب و سیاهی با آتش عذاب ذوب میشود و آنها ام نور خواهند شد
که این میزان ذوب شدن سیاهی به مقدار سیاهی بستگی دارد و برای این کار شفاعت هم از نور لازم است
عده سوم کسانی هستند که آنقدر سیاهی در وجودشان نشسته و رسوب کرده که شدند خود سیاهی
و نور وجودشان به سیاهی گرویده و سیاه و تباه گشته اند و این گونه خواهند ماند.
و نور فقط میتواند دست نور را بگیرد و نورانیت را از سیاهی جدا کند ولی هنگاهی که نور نباشد شفاعتی نیز نیست
 



حال سوالی پرسید شد
آیا عدالت است که کسی که 70 سال گناه کرده و اشتباه کرده تا ابد و جاودان در آتش بسوزد؟
70 سال در برابر بی نهایت؟
یا آیا عدالت است که کسی که 70 سال خوبی کرده تا ابد در بهشت بماند؟

شما پاسخ دهید
؟بلی چرا؟ نه چرا؟





داغ کن - کلوب دات کام

فرشتگان آسمانی...اصلی مهم از من

تاریخ:شنبه 26 تیر 1395-01:38 ق.ظ | نویسنده :آقا مهدی:

کسی که به "کار رفتگری" سرگرم است باید خیابان ها و پیاده رو ها را چنان جارو بکشد که "میکل آنژ" نقاشی میکرد و "بتهوون" آهنگ می ساخت
و "شکسپیر" شعر میسرود
او باید با چنان انگیزه ای کار کند که همه آفریدگان آسمانی و زمینی با دیدن کارش دمی درنگ کنند و بگویند
اینجا رفتگری کار میکرد که وظیفه اش را به خوبی انجام میداد
"مارتین لوتر کینگ"
آفرین به این مرد که معنای عمل صالح رو گفت، متشکرم ازش


میدانید وقتی داشتم درس آمار را به تک تک بچهای کلاسمان آموزش میدادم
پی بردم که ریشه مشکلات همه آنها یکست یعنی همه در ص 23 مشکل داشتند
 این نکته فوق العاده مهم است که بدانیم مشکلات همه یکسان است
مثلا سرکلاس... خب وقتی ما سرکلاس به مشکلی بر میخوریم باید بدانیم مشکل اکثریت است ولی
آنها جسارت حل مشکل را ندارند
آنها از آن دو درصدی که قبلا این مشکل را حل کردند میترسند و نمیخواهند از آن دو پیش بیوفتند
در کنکور هم این گونه است همه افراد در روش خواندن زمان تست زدن و... مشکل دارند
 ولی عده ای با مشکل رو به رو میشوند
و آن را حل میکنند و عده ای نه
مانند ماهیان رودخانه
همه مشکل عبور از رودخانه را دارند و هر کدام  عبور کنند به دریای زیبایی خواهند رسید


هیل میگوید: "از هر صد نفر 98 نفر مانند ماهی در تنگ دور خود میچرخند و درپایان با دستان خالی به جای پیشین باز میگردند"

یعنی هدف آنها مشخص و شفاف نیست و  چون نمیتوانند نور وجودشان در نقطه ای متمرکزکنند،هیچ کانونی برای ذوب مشکلات، ایجاد نمیشود





داغ کن - کلوب دات کام

"توحید مفضّل"؛ کتابی که دانشمندان مقابلش زانو می‌زنند

تاریخ:پنجشنبه 2 مهر 1394-04:22 ب.ظ | نویسنده :آقا مهدی:

من تصمیم گرفتم باز از توحید شروع کنم
بازم خونه دلم رو رنگ کنم بازم به دلم زینت بدم ان شا الله مهمانی که به دلم میاد میزبان میشه
من میخوام از این کتاب شروع کنم و ان شا الله این نور در قلبم طلوع کند


http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/450/1347602/12.jpg
12f8f30435b947d48c7f35df30ab957f#tohide_mafzal.pdf فایل الحاقی

تفکر و تدبر در آیات خلقت و افرینش از بزرگترین عبادات و عامل اصلی کشف و شهود است  انسان های مفکر و اندیشمند که شیوه صحیح اندیشه و فکر را می دانند و به پیدیده های خلقت با دقت و ظرافت می اندیشند به ایده ها و نظریات جدیدی می رسند. کشف رازهای طبیعت و موجودات چشمه هایی از حکمت را در خود دارد و دانشمندان و علما بزرگ از این راه به عظمت خالق پی می برند و در ضمن پاسخی برای  سئوالات را یدا می کنند.

علم پزشکی و زیست شناسی و بخصوص بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی مرحون مطالعه بروی مخلوقات و کشف راز و رمز های درون سلول ها و مواد بوده است بساری از داروها و درمان های امروزی حاصل اموخته های ما از طبیعت است خداوند در طبیعت همه انچه را که باید بدانیم قرار داده است و تنها چشمی یصیر و شکافنده است که با تفکر و اندیشه این رازها را مشاهده کند

کتاب توحید مفضل درس های امام جعفر صادق ع به شاگردش مفضل است که برخی از اسرار افرینش را در 14 قرن قبل برای او توضیح می دهد خواندن این کتاب را به همه دانشجویان محققین و دانشمندان و اهل تفکر و اندیشه توصسه می کنیم

مرکز تحقیقات بیولوژی مولکولی

معرفی كتاب توحید مفضل

امام صادق (ع) این حدیث بلند را در چهار روز و چهار نشست، بر مفضل املا فرموده ‏است. شاید بتوان براى هر مجلس عنوانى كلى را بر شمرد.

  • مجلس اول: درباره شگفتیهاى آفرینش انسان
  • مجلس دوم: درباره شگفتیهاى آفرینش حیوان
  • مجلس سوم: درباره شگفتیهاى آفرینش طبیعت
  • مجلس چهارم: درباره ناملایمات و گرفتاریها

‏ مشابهت استدلالهای "كتاب توحید مفضل" با "قرآن كریم"

دعوت مردم به تأمل و تدبر درباره اشیا و موجودات پیرامون خود، یك شیوه قرآنى است. با ‏یك نگاه در می‌یابیم كه قرآن كریم بارها و بارها مردم را به تدبر و نگریستن در چیزهایى ‏فراخوانده كه مردم در طول روز و بلكه هر لحظه و هر ساعت با آن در تماس هستند.

قرآن كریم مردم را تشویق می‌كند كه به “شتر”، “آسمان “ و “كوهها” و “زمین “  و... ‏بنگرند. راستى مگر مردم آنها را ندیده‌اند؟ در پاسخ باید گفت: آرى دیده‌اند. اما در آنها ‏درنگ و اندیشه نكرده‌اند. اگر مردم در همین امور به ظاهر "بدیهى" بنگرند و براستى در ‏آنها اندیشه و تدبر نمایند، به شگفتیهاى تمام اجزاى آفرینش پى می‌برند. امام صادق (ع) ‏نیز كه قرآن ناطق است مردم را به تأمل در كوه، دشت، دریا، آسمان، زمین، حیوان، ‏انسان، پرنده، درنده، و... فرا می‌خواند.

نظم، تدبیر، حكمت، اندازه گیرى و هماهنگى در اشیا محیر العقول است. در این جهان ‏هستى همه اجزا، از ستاره تا ذره با حكمت شگفتى همراه است. اما چون انسان تدریجا ‏با این جهان هستى آشنا می‌شود براى او همه چیز عادى و طبیعى جلوه می‌كند. ‏هنگامى كه انسان به دنیا می‌آید هیچ نمی‌فهمد. اندك اندك رشد می‌كند و با پیرامون ‏خود آشنا می‌شود. این شناخت چنان آرام و تدریجى است كه ملموس نیست. اگر انسان ‏در آغاز تولد از درك بالایى برخوردار بود و ناگاه وارد این عالم هستى می‌شد، حیرت و ‏شگفتى مانع حیات طبیعى او می‌شدند.

دعوت مردم به تأمل و تدبر درباره اشیا و موجودات پیرامون خود، یك شیوه قرآنى است. با ‏یك نگاه در می‌یابیم كه قرآن كریم بارها و بارها مردم را به تدبر و نگریستن در چیزهایى ‏فراخوانده كه مردم در طول روز و بلكه هر لحظه و هر ساعت با آن در تماس هستند







داغ کن - کلوب دات کام




Admin Logo
themebox Logo





Powered by WebGozar


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic