تبلیغات
طوفان فراق - مطالب خلاصه و معرفی و گوشه ای از کتاب
منوی اصلی
طوفان فراق
من به حرف دلت ای یار گرفتار شدم!
  • آقا مهدی: پنجشنبه 8 فروردین 1398 01:35 ب.ظ نظرات ()

    عزت داشتن انسان به این معنی است که برای خود ارزش قائل باشد و حفاظت از این عزت عفاف نام دارد. عفف یعنی اون حالتی که صدف نمیگذارد کسی مرواریدش را بردارد. وقتی که مروارید گوهر مردی، لکه دار میشود؛ او میگوید آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب؛ دیگر میخواهد از تمام زنان انتقام بگیرد و به هر طریقی با هزاران نفر ارتباط داشته باشد و اما دیدگاهی که نسبت به یک زن بی عفت پیدا میشود این است که میگویند او مثل یک دستمال کثیف است، دیگر ارزشی ندارد، بعدش هم مثل یک آشغال گوشه ای انداخته میشود.


    برای همین است که میگویند:

    عفاف هم برای مرد است هم برای زن، و بی عفتی برای مرد و زن حرام است؛ اما بی عفتی زن را بی دفاع و مرد را بلامانع میسازد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: یکشنبه 21 بهمن 1397 09:46 ب.ظ نظرات ()
    برشی از کتاب:
    برای شب نشینی رفتیم منزل آقا میثم، همکار حمید. حمید چنان گرم صحبت با رفیقش بود که اصلا انگار نه انگار این ها همکار هم هستند و هر روز همدیگر را می بینند. ما هم داخل اتاق در مورد بچه و بچه داری صحبت می کردیم. تا من ابوالفضل را بغل گرفتم، شیری که خورده بود را روی چادر من بالا آورد. چادر خیلی کثیف شده بود. به ناچار از همسر آقا میثم یک چادر امانت گرفتم تا خانه که رسیدم چادرم را کامل بشویم.
    خانه که رسیدم هر دو تا چادر را با دست شستم و روی بخاری خشک کردم. بعد هم چادر امانتی را اتو زدم و گذاشتم کنار وسایل حمید روی اپن و گفتم: «عزیزم! فردا داری میری محل کار این چادر رو هم برسون به آقا میثم. یه وقت خانمش نیازش میشه.»
    صبح که بلند شدیم هوا بارانی بود. مثل همیشه برایش صبحانه آماده کردم. به ساعت نگاه کردم. حمید بر خلاف روز های قبل خیلی با آرامش صبحانه می خورد.
    گفتم: «همه ش چند دقیقه وقت داری ها. الان سرویس تون میره حمید، حواست کجاست؟»
    گفت: «حواسم هست خانوم. امروز به خاطر این چادری که دادی ببرم به همکارم برسونم با سرویس سپاه نمیرم. به اندازه سنگینی همین چادر هم نباید کار شخصی با وسیله و اموال سپاه انجام بدیم!»

    #یادت_باشه ...
    آخرین ویرایش: یکشنبه 21 بهمن 1397 09:54 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: سه شنبه 29 تیر 1395 03:16 ق.ظ پاسخ؟ ()
    سلام
    اینقدر نظراتون قشنگه که حیفم میاد سرسری خونمشون و رد بشم ازشون
    پس تا من نظرات رو میخونم توجهتون به این مطلب جلب میکنم.!

    توی راه برگشت از اصفهان ، چند صباحی در یزد منتظر ماندم و کتابی دیدم
    به همین اسم تیتر
    وقت خوندن کاملش نبود ولی جالب بود
    نوشته بود آدم ها سه دسته اند
    همه نور اند زیرا منشا نور بوده و هست
    گروه اول نور بودنشون رو حفظ میکنند و میدرخشند و زیبا میدرخشند که صالحان و معصومین اند
    گروه دوم با توجه به چیزایی که کسب کردند کمی از نورانیتشون کاسته شده
    ولی این رسوب و سیاهی با آتش عذاب ذوب میشود و آنها ام نور خواهند شد
    که این میزان ذوب شدن سیاهی به مقدار سیاهی بستگی دارد و برای این کار شفاعت هم از نور لازم است
    عده سوم کسانی هستند که آنقدر سیاهی در وجودشان نشسته و رسوب کرده که شدند خود سیاهی
    و نور وجودشان به سیاهی گرویده و سیاه و تباه گشته اند و این گونه خواهند ماند.
    و نور فقط میتواند دست نور را بگیرد و نورانیت را از سیاهی جدا کند ولی هنگاهی که نور نباشد شفاعتی نیز نیست
     



    حال سوالی پرسید شد
    آیا عدالت است که کسی که 70 سال گناه کرده و اشتباه کرده تا ابد و جاودان در آتش بسوزد؟
    70 سال در برابر بی نهایت؟
    یا آیا عدالت است که کسی که 70 سال خوبی کرده تا ابد در بهشت بماند؟

    شما پاسخ دهید
    ؟بلی چرا؟ نه چرا؟
    آخرین ویرایش: سه شنبه 29 تیر 1395 03:33 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: شنبه 26 تیر 1395 01:38 ق.ظ نظرات ()
    کسی که به "کار رفتگری" سرگرم است باید خیابان ها و پیاده رو ها را چنان جارو بکشد که "میکل آنژ" نقاشی میکرد و "بتهوون" آهنگ می ساخت
    و "شکسپیر" شعر میسرود
    او باید با چنان انگیزه ای کار کند که همه آفریدگان آسمانی و زمینی با دیدن کارش دمی درنگ کنند و بگویند
    اینجا رفتگری کار میکرد که وظیفه اش را به خوبی انجام میداد
    "مارتین لوتر کینگ"
    آفرین به این مرد که معنای عمل صالح رو گفت، متشکرم ازش


    میدانید وقتی داشتم درس آمار را به تک تک بچهای کلاسمان آموزش میدادم
    پی بردم که ریشه مشکلات همه آنها یکست یعنی همه در ص 23 مشکل داشتند
     این نکته فوق العاده مهم است که بدانیم مشکلات همه یکسان است
    مثلا سرکلاس... خب وقتی ما سرکلاس به مشکلی بر میخوریم باید بدانیم مشکل اکثریت است ولی
    آنها جسارت حل مشکل را ندارند
    آنها از آن دو درصدی که قبلا این مشکل را حل کردند میترسند و نمیخواهند از آن دو پیش بیوفتند
    در کنکور هم این گونه است همه افراد در روش خواندن زمان تست زدن و... مشکل دارند
     ولی عده ای با مشکل رو به رو میشوند
    و آن را حل میکنند و عده ای نه
    مانند ماهیان رودخانه
    همه مشکل عبور از رودخانه را دارند و هر کدام  عبور کنند به دریای زیبایی خواهند رسید


    هیل میگوید: "از هر صد نفر 98 نفر مانند ماهی در تنگ دور خود میچرخند و درپایان با دستان خالی به جای پیشین باز میگردند"

    یعنی هدف آنها مشخص و شفاف نیست و  چون نمیتوانند نور وجودشان در نقطه ای متمرکزکنند،هیچ کانونی برای ذوب مشکلات، ایجاد نمیشود
    آخرین ویرایش: شنبه 26 تیر 1395 02:34 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: پنجشنبه 2 مهر 1394 04:22 ب.ظ نظرات ()
    من تصمیم گرفتم باز از توحید شروع کنم
    بازم خونه دلم رو رنگ کنم بازم به دلم زینت بدم ان شا الله مهمانی که به دلم میاد میزبان میشه
    من میخوام از این کتاب شروع کنم و ان شا الله این نور در قلبم طلوع کند


    http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/450/1347602/12.jpg
    12f8f30435b947d48c7f35df30ab957f#tohide_mafzal.pdf فایل الحاقی

    تفکر و تدبر در آیات خلقت و افرینش از بزرگترین عبادات و عامل اصلی کشف و شهود است  انسان های مفکر و اندیشمند که شیوه صحیح اندیشه و فکر را می دانند و به پیدیده های خلقت با دقت و ظرافت می اندیشند به ایده ها و نظریات جدیدی می رسند. کشف رازهای طبیعت و موجودات چشمه هایی از حکمت را در خود دارد و دانشمندان و علما بزرگ از این راه به عظمت خالق پی می برند و در ضمن پاسخی برای  سئوالات را یدا می کنند.

    علم پزشکی و زیست شناسی و بخصوص بیوتکنولوژی و نانوتکنولوژی مرحون مطالعه بروی مخلوقات و کشف راز و رمز های درون سلول ها و مواد بوده است بساری از داروها و درمان های امروزی حاصل اموخته های ما از طبیعت است خداوند در طبیعت همه انچه را که باید بدانیم قرار داده است و تنها چشمی یصیر و شکافنده است که با تفکر و اندیشه این رازها را مشاهده کند

    کتاب توحید مفضل درس های امام جعفر صادق ع به شاگردش مفضل است که برخی از اسرار افرینش را در 14 قرن قبل برای او توضیح می دهد خواندن این کتاب را به همه دانشجویان محققین و دانشمندان و اهل تفکر و اندیشه توصسه می کنیم

    مرکز تحقیقات بیولوژی مولکولی

    معرفی كتاب توحید مفضل

    امام صادق (ع) این حدیث بلند را در چهار روز و چهار نشست، بر مفضل املا فرموده ‏است. شاید بتوان براى هر مجلس عنوانى كلى را بر شمرد.

    • مجلس اول: درباره شگفتیهاى آفرینش انسان
    • مجلس دوم: درباره شگفتیهاى آفرینش حیوان
    • مجلس سوم: درباره شگفتیهاى آفرینش طبیعت
    • مجلس چهارم: درباره ناملایمات و گرفتاریها

    ‏ مشابهت استدلالهای "كتاب توحید مفضل" با "قرآن كریم"

    دعوت مردم به تأمل و تدبر درباره اشیا و موجودات پیرامون خود، یك شیوه قرآنى است. با ‏یك نگاه در می‌یابیم كه قرآن كریم بارها و بارها مردم را به تدبر و نگریستن در چیزهایى ‏فراخوانده كه مردم در طول روز و بلكه هر لحظه و هر ساعت با آن در تماس هستند.

    قرآن كریم مردم را تشویق می‌كند كه به “شتر”، “آسمان “ و “كوهها” و “زمین “  و... ‏بنگرند. راستى مگر مردم آنها را ندیده‌اند؟ در پاسخ باید گفت: آرى دیده‌اند. اما در آنها ‏درنگ و اندیشه نكرده‌اند. اگر مردم در همین امور به ظاهر "بدیهى" بنگرند و براستى در ‏آنها اندیشه و تدبر نمایند، به شگفتیهاى تمام اجزاى آفرینش پى می‌برند. امام صادق (ع) ‏نیز كه قرآن ناطق است مردم را به تأمل در كوه، دشت، دریا، آسمان، زمین، حیوان، ‏انسان، پرنده، درنده، و... فرا می‌خواند.

    نظم، تدبیر، حكمت، اندازه گیرى و هماهنگى در اشیا محیر العقول است. در این جهان ‏هستى همه اجزا، از ستاره تا ذره با حكمت شگفتى همراه است. اما چون انسان تدریجا ‏با این جهان هستى آشنا می‌شود براى او همه چیز عادى و طبیعى جلوه می‌كند. ‏هنگامى كه انسان به دنیا می‌آید هیچ نمی‌فهمد. اندك اندك رشد می‌كند و با پیرامون ‏خود آشنا می‌شود. این شناخت چنان آرام و تدریجى است كه ملموس نیست. اگر انسان ‏در آغاز تولد از درك بالایى برخوردار بود و ناگاه وارد این عالم هستى می‌شد، حیرت و ‏شگفتى مانع حیات طبیعى او می‌شدند.

    دعوت مردم به تأمل و تدبر درباره اشیا و موجودات پیرامون خود، یك شیوه قرآنى است. با ‏یك نگاه در می‌یابیم كه قرآن كریم بارها و بارها مردم را به تدبر و نگریستن در چیزهایى ‏فراخوانده كه مردم در طول روز و بلكه هر لحظه و هر ساعت با آن در تماس هستند


    آخرین ویرایش: پنجشنبه 30 مهر 1394 11:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه