تبلیغات
طوفان فراق - مطالب بحث
منوی اصلی
طوفان فراق
من به حرف دلت ای یار گرفتار شدم!
  • آقا مهدی: پنجشنبه 8 فروردین 1398 01:35 ب.ظ نظرات ()

    عزت داشتن انسان به این معنی است که برای خود ارزش قائل باشد و حفاظت از این عزت عفاف نام دارد. عفف یعنی اون حالتی که صدف نمیگذارد کسی مرواریدش را بردارد. وقتی که مروارید گوهر مردی، لکه دار میشود؛ او میگوید آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب؛ دیگر میخواهد از تمام زنان انتقام بگیرد و به هر طریقی با هزاران نفر ارتباط داشته باشد و اما دیدگاهی که نسبت به یک زن بی عفت پیدا میشود این است که میگویند او مثل یک دستمال کثیف است، دیگر ارزشی ندارد، بعدش هم مثل یک آشغال گوشه ای انداخته میشود.


    برای همین است که میگویند:

    عفاف هم برای مرد است هم برای زن، و بی عفتی برای مرد و زن حرام است؛ اما بی عفتی زن را بی دفاع و مرد را بلامانع میسازد.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: چهارشنبه 10 بهمن 1397 07:58 ب.ظ نظرات ()

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 10 بهمن 1397 08:05 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: چهارشنبه 20 تیر 1397 04:42 ب.ظ نظرات ()

    نظر اسلام درباره شادی(چیزی که خودم فهمیدم):

    ما حق نوسان احوال نداریم یعنی حق نداریم یک ساعت شاد باشیم و یک ساعت دیگه ناراحت؛ حق نداریم با یک چیز کوچیک ناراحت بشیم یا با یک تشویق و تعریف خوشحال بشیم.

    خب راه هایی که برای شادی فهمیدم

    اولیش انجام کارای خوب به صورت گروهی(مخصوصا اگه در راه کمک به قشر ضعیف باشه)

    دومیش حفظ روحیه شکرگزاری و بازگو کردن نعمت های الهی.

    سومیش پرسیدن سوالات مثل اینکه اگه خدا بخواد بهت سودی برسونه چه کسی میتونه مانع بشه؟

    یا جملات خبری مثل به زودی خدا از فضلش تو را بی نیاز خواهد کرد.

    چهارم تفکر به اتفاقای خوب و لبخند زدن

    پنجم تربیت کودک درون؛ ما نباید به کودک درونمون هر چی خواست بدیم؛ این کار باعث میشه مثل دریا بشیم و اگه یک سنگ افتاد توی زندگیمون مثل یک رود، از راه برش داریم نه مثل یک لیوان که اگه یکم آب داخلش بریزی سرریز از خودبینی و خودخواهی بشه!

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: دوشنبه 10 مهر 1396 01:30 ق.ظ نظرات ()

    داستان عجیبی است

    اگر کاری کوچکترین نقص را داشته باشد

    آن کار را عبث یا بیهوده و در بدترین شرایط مضر میدانند ، حتی همین نذری دادن که عضله بخشیدن را تکان میدهد و قدرت میبخشد ، اصولا این افراد راحت تر میبخشند چون بخشیدن را بسیار تمرین و تکرار کرده اند اما گاهی کار درست پیش نمیرود مثلا هزینه خرید وسایل ، هزینه مدیریت و برپایی وسایل را میپردازند اما هزینه جمع آوری وسایل را نه ؛ البته جای شکر وجود دارد که افراد بزرگوار و فروتنی وجود دارند و این هزینه آخر را پرداخت میکنند

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: یکشنبه 15 مرداد 1396 07:16 ب.ظ نظرات ()
    داشتم نظرات یک خدا ناباور را میخواندم
    او بر رد برهان نظم تاکید داشت تعریف دیگری از نظم ارائه داد و به هدف این جهان خرده گرفت.
    گفت این جهان هدفی ندارد ، زندگی در خانه ای که سیاهچاله ها آن را احاطه کرده اند. این گونه معنا میشد
    راستش را بخواهید آنقدر ها هم بی راه نمیگفت ولی دقت نداشت که
    دنیایی که هدفی برای زیستن نداشته باشد این نیز راه و روش و منطق و فلسفه ای برای زندگی انتخاب کرده و هدف اش بی هدف بودن است
    راستش را بخواهید انسان های بی هدف ، بسیار مذمت میشوند. و این دنیای بی هدف مانند انسانی بی هدف سزاوار سرزنش است
    انسان هایی که هدفی برای زندگی ندارند برنامه ای نخواهند داشت و میشوند ابزاری تا دیگران را به اهدافشان برسانند


    خواستم از تصادف بگویم که وجودش موجود نیست
    استادم میگفت اتفاق  از وفق یعنی همراهی یعنی " اتفاقم اتفاقی نیست"
    نوعی خواستن که نمیتوان نحوه ظهورش را تجسم کرد
    فکر میکنی تو این را نخواسته ای و این چنین شده است...

    مربی ام می گفت :
    هیچ چیز بی نظم نیست حتی اگر سعی کنی زندگی ای بی نظم داشته باشی این یک نظم خاص است که به زندگی ات داده ای

    و خودم میگویم ورودی و خروج آدم های متفاوت به زندگی من ، به رشد و پرورشم کمک خواهد کرد
    این نظم نشان از وجود یک قاعده است و انسان پیچیده ترین قواعد را دارد
    حیوانات غریزه دارند و رفتارشان بارها و بارها یک گونه است و انسان ها ام گونه هایی از رفتار را کنار هم میگذارند و رفتار جدیدی را پدید می آورند.
    از این حیث است که ما نیاز به الگو داریم ، ما باید رفتار های عالی مرتبه ای را ببینیم و به عالی ترین شیوه ممکن رفتار کنیم
    همانا انسانی بدون الگو نیست ، الگو زبانی ما ، از مادرمان است و میگوییم زبان مادری و قص علی هذا

    جان فدای نفسِ نادره مردانی باد که کم و بیش نگشتند به هر بیش و کمی
    آخرین ویرایش: یکشنبه 15 مرداد 1396 07:39 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: چهارشنبه 11 اسفند 1395 02:47 ب.ظ نظرات ()

    خداوند هیچکس را عذاب نمیکند. این تجسم اعمال خود جهنمیان است که در جهنم به صورت شکل ظاهری مجسم شده وتبدیل به عذاب میشود. خداوند هیچکس را نمی سوزاند،بلکه خود اعمال انسان است که در جهنم تبدیل به آتش میشود و طبق آیات قران،عده ای از ظالمان از درون آتش میگیرند(آتش از خودشان است) و خودشانند که هیزم جهنم اند. و اما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا(15جن):و کج روان و منحرفان هیزم آتش جهنم اند./ و بسیاری آیات دیگر.یعنی این اعمال خودشان است که باعث عذابشان میشود.

    عذاب،خود اعمال ماست. اعمال زشت ماست که به صورت هیزم،آتش،زقوم، آب داغ،غذای بد،فلز گداخته و.... میشود. ازماست که برماست!!! چرا الله را متهم میکنید؟؟؟

    برزگری پند به فرزند داد،کای پسر

    این پیشه پس از من تراست

    هرچه کنی کشت همان بدروی

    کار بد ونیک چو کوه و صداست.

    (پروین اعتصامی)

    قرآن هرآنچه از عذاب و گمراهی را که به سر ما میاید را نتیجه ی عمل خود ما میداند:بما کنتم تکسبون/بما کنتم تعملون/بماکسبت ایدیکم/بما کسبت قلوبکم و..... این اعمال ماست که کار به دست ما میدهد وگرنه خدا جنایتکتر نیست.

    و ان کان مثقال حبه اتینا بها(47انبیاء) اگر اعمال ما به اندازه ی یک خردل هم باشد خداوند آنرا میاورد.

    خداوند از خودش عذابی برای ما ندارد و عین عمل مارا برایمان میاورد.

    حال اگر عمل ما به صورت عذاب مجسم شده تقصیر خدا چیست؟؟؟ آیا شما به یک قاضی که حکم زندان یک جانی را صادر میکند، خرده میگیرید؟؟؟ آیا شما به قانونی که مجرمین را مجازات میکند ایراد وارد میکنید؟؟؟ مجازات خدا عین عدالت است چرا که او عین عمل را برای ما مجسم میکند و تا فراتر از گناه خود عذاب نشویم حال بستگی دارد ما برای خود چه عملی پیش بفرستیم. فلز گداخته باشد یا میوه ی بهشتی؟ آتش باشد یا بهشت جاویدان؟؟....

    یات بهاالله(16لقمان) خداوند جنایتکار نیس و عین عمل مارا حاضر میکند چون عادل است.

    هذا ما کنتم تکسبون/تکنزون/تعملون عذاب یا پاداش ما آن چیزی است که کسب کردیم/ذخیره کردیم/انجام دادیم.

    نتیجه: خدا مارا عذاب نمیکند، خودمان هستیم که خود را عذاب میکنیم، با اعمالمان

    مولوی:

    این جهان کوه است و فعل ما ندا/ سوی ما آید ندا ها را صدا

    پیشنهاد میکنم به تفسیر تسنیم(از علامه جوادی آملی) ج8ص 351 رجوع کنید تا معنای تجسم اعمال را خوب درک کنید. و بدانید که اعمال ماست که تبدیل به عذاب میشود نه اینکه خدا باما سر جنگ داشته باشد و مارا عذاب کند.

    اما الله خدای مهربان نه جنایتکار!!!

    (49حجر) نبئ عبادی انی اناالغفور الرحیم:به بندگانم خبرده که قطعا من بسیار آمرزنده و مهربانم.

    (53زمر) لا تقنطوا من رحمه الله ان الله یغفرالذنوب جمیعا انه هوالغفورالرحیم: از رحمت خدا نا امید مشوید قطعا خدا همه ی ذنوب را می آمرزد قطعا او همان آمرزنده ی مهربان است.

    در ادعیه ی ما خداوند اینگونه توصیف شده است:یا من سبقت رحمته غضبه: ای کسی که رحمتش بر غضبش پیشی میگیرد...

    رحمتی وسعت کل شیء: رحمت خدا همه چیز را فرا گرفته است.

    (186بقره) واذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان..: و هرگاه بندگانم ازتو درباره ی من پرسیدند بگو پس قطعا من به آنها نزدیکم و دعوت هرکس را که مرا بخواند پاسخ میدهم.

    وبسیاری آیات دیگر. آیا بازهم خدارا جنایتکار میرانید؟؟؟؟



    اسلاید ب6

    آخرین ویرایش: جمعه 13 اسفند 1395 08:08 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: جمعه 22 مرداد 1395 01:21 ق.ظ نظرات ()

    گاهی فکر میکنم برای باز کردن هر در بسته ای دو راه کافی است

    برای باز کردن دری به سوی آسمان..

    اگر یک مشکل خاصی داشتی یک هفته با آن مبارزه کن

    گاهی یک صفحه از درس یک فصل زندگی را نمیفهمی

    هفت روز ،هر روز بخوان

    و خواهی دید یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور


    راه دوم تسلط است

    گاهی تسلط یعنی چه؟

    وقتی میگویید در این کار مسلط هستم یعنی چگونه اید؟؟



    ممنون از پاسختون،امیدوارم زودتر سیستم درست بشه بتونم لطفتون رو جبران کنم

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: سه شنبه 29 تیر 1395 03:16 ق.ظ پاسخ؟ ()
    سلام
    اینقدر نظراتون قشنگه که حیفم میاد سرسری خونمشون و رد بشم ازشون
    پس تا من نظرات رو میخونم توجهتون به این مطلب جلب میکنم.!

    توی راه برگشت از اصفهان ، چند صباحی در یزد منتظر ماندم و کتابی دیدم
    به همین اسم تیتر
    وقت خوندن کاملش نبود ولی جالب بود
    نوشته بود آدم ها سه دسته اند
    همه نور اند زیرا منشا نور بوده و هست
    گروه اول نور بودنشون رو حفظ میکنند و میدرخشند و زیبا میدرخشند که صالحان و معصومین اند
    گروه دوم با توجه به چیزایی که کسب کردند کمی از نورانیتشون کاسته شده
    ولی این رسوب و سیاهی با آتش عذاب ذوب میشود و آنها ام نور خواهند شد
    که این میزان ذوب شدن سیاهی به مقدار سیاهی بستگی دارد و برای این کار شفاعت هم از نور لازم است
    عده سوم کسانی هستند که آنقدر سیاهی در وجودشان نشسته و رسوب کرده که شدند خود سیاهی
    و نور وجودشان به سیاهی گرویده و سیاه و تباه گشته اند و این گونه خواهند ماند.
    و نور فقط میتواند دست نور را بگیرد و نورانیت را از سیاهی جدا کند ولی هنگاهی که نور نباشد شفاعتی نیز نیست
     



    حال سوالی پرسید شد
    آیا عدالت است که کسی که 70 سال گناه کرده و اشتباه کرده تا ابد و جاودان در آتش بسوزد؟
    70 سال در برابر بی نهایت؟
    یا آیا عدالت است که کسی که 70 سال خوبی کرده تا ابد در بهشت بماند؟

    شما پاسخ دهید
    ؟بلی چرا؟ نه چرا؟
    آخرین ویرایش: سه شنبه 29 تیر 1395 03:33 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: شنبه 26 تیر 1395 02:14 ق.ظ نظرات ()
    دوست ندارم مطالب یک طرفه باشه
    خب حالا یه سوال: همه ما آیه من یعمل مثقال ذره شر یره ... رو بلدیم
    خدا بهمون گفت ذره بدی کنی اون بدی رو میبینی و ذره ای خوبی کنی اون خوبی رو میبینی
    پس خوبی های اطرافمون بستگی به کارای خودمون داره
    حالا بگید ببینم 1- توی عاشورا به امام حسین ظلم شد؟ این ظلم بازتاب کدوم عمل بود؟
     امام حسین کی چنین ظلمی رو انجام داد؟ توی کدوم کتاب تاریخ هست؟


    فکر میکنید دارم قانون عمل و عکس العمل رو نقض میکنم؟! خخخ درست فکر میکنید
    شرح دهید زیبا خواهد بود ان شا الله

    2-حق الناس گناهی هست که خدا هرگز نمیبخشه...(متن دقیق حدیثش رو داشتید بزارید)
    حالا دقت کنید خدا که گفته بود ان الله یغفر ذنوبا جمیعا!!!!!زمر 37!!!!!

    قضیه چیه؟؟

    راجب حق الناس یه چیز دیگه ام میگتون فعلا بگید
    آخرین ویرایش: شنبه 26 تیر 1395 02:41 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: چهارشنبه 9 تیر 1395 06:25 ب.ظ نظر؟ ()
    http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/450/1347602/IMG_20160629_180545.jpg
    http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/450/1347602/IMG_20160629_180541.jpghttp://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/450/1347602/IMG_20160629_180331.jpg
    آخرین ویرایش: چهارشنبه 9 تیر 1395 06:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: یکشنبه 26 اردیبهشت 1395 10:14 ب.ظ نظرات ()

    اصل باید تکرار بشه و عدل هم یکی از اصوله

    عدل یعنی هر چیزی سرجای خودش

    یعنی دماغ وسط صورت؛ابرو بالای چشم

    و با مساوی فرق داره

    هیچ وقت چشم اعتراض نمیکنه که چرا من بالا نیستم

    چون سر جای خودشه و واسش خیلی خوبه

    و اگه بیاد بالای ابرو

    عرق پیشانی آسیبش میزنه

    شر یعنی هر چیزی سرجای خودش نباشه

    همون ابرو بیاد پایین و چشم بره بالا

    یعنی وقتی کاملا عدل برقرار باشه شر نیست

    اری خدا عادله و همه چیز رو سرجای خودشون قرار داد

    من ملک بودم و فردوس برین جایم بود...

    و خدا به ادم اختیار داد و جا به جا کردیم

    به خیر لباس شر و به شر لباس خیر پوشاندیم

    گفتیم اره ارزش چشم بالاتره پس باید بالاتر باشه

    و شر رو ساختیم

    درحالی که خدا جز خیر و خوبی چیزی نیست.

    نتیجه تصویری برای عدل مساوی


     

    خدایا منو ببخش اگه ناخالصیام باعث میشه کمتر حس کنمت؛منو ببخش که غباری روی چشم هام رو میگیره و کمتر میبینمت

    خدایا شکرت که هنوزم میفهمم که کمتر میبینمت

    هنوزم زنده ام و خیلی خوبه تو رو دارم

    همه رو کمک کن همه بهت نیاز داریم

    ای خدایی که پرورش جهان و رشد اون در دست توست؛ و به زنده کردن هر مرده ای قادری

    و هر مریضی رو شفا میدی و درمان هر دردی

    کمکم کن

    وقتی در نهایت فقر میمیرم و به بیماری نداشتن تو دچار میشم


    آخرین ویرایش: سه شنبه 4 خرداد 1395 10:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • آقا مهدی: یکشنبه 26 اردیبهشت 1395 10:05 ب.ظ نظرات ()

    مفهوم قشنگیه اگه الطیبات لطیبین رو اینطوری معنا کنیم که

     خدا اگه خوب باشی واست خوب رو خلق میکنه و سهمی از خوب برای تو هست

    هر چی خوبتر و پاکتر باشی

    خوبتر و پاکتر رو برات کنار میزاره

    مفهوم قسمت هم از همین موضوع میشه دریافت

    ما یه تقدیر داریم که یعنی محدوده

    مثلا راجب عمر میشه فاصله بین تولد تا فوت

    تقدیر قابل تغییره و میشه عوضش کرد

    و قضا یعنی حکم کردن

    یعنی همون مرگی که بالا و پایین بری ته ماجراست

    و هر کاری کنی نمیشه این قضا رو تغییر بدی

    حالا قسمت یعنی همون قضا

    یعنی اگه به بهترین نحوه عمل کرده باشی و هیچ کوتاهی از جانب تو نشده باشه

    یعنی واقعا عمل صالح انجام بدی؛

    بهترین نتیجه رو میگیری که خدا تعیین کرده

     

    47

    آخرین ویرایش: سه شنبه 4 خرداد 1395 11:05 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 2 1 2